خرید بک لینک

احساس یه درختی دارم که توی یه چاه کم اب رشد کرده و بزرگ شده

و برگاش سیاهه و میوش سیبیه که توش خونه

این درخت قرار بوده یه درخت با شکوفه های صورتی گیلاس توی یه جای سبز باشه

همینقدر تلخ

+چیزی که الان دلم میخواد اینه با همه ادمای اطرافم برم تو ازمایش بلکو

سر ده دقیقه ازمایش تموم میکنم

چقدر شیرین

برچسب: نویسنده: ستایش رستمیان تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:32

27 مرد زخمی

+ من میتونم حتی حال یکیشون خوب کنم؟

همه اونا یکین

برچسب: نویسنده: ستایش رستمیان تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:32

چقدر نگرانم

چقدر از همه چی ترسیدم و دیگه هیشکاری نمیتونم بکنم

از این حالت که حتی ترس توی چشمام روی عکسم توی لیوان چاییم پیداس بدم میاد

اینده من

من نترسون

لطفن

برچسب: نویسنده: ستایش رستمیان تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:32

شاید ما ریبوزوم های یه ملکول باشیم

شاید ادم های داستان یه نویسنده کتاب باشیم

شاید یه وبتون باشیم و هنوز به خود اگاهی نرسیدیم

شاید ایجا جهنم یه سیاره دیگست

و شاید بهشت یکی دیگه

شایدم ما خواب و وهم توهم باشیم

شاید این زندگی چندممونه و زندگی های قبلیمون یادمون نمیاد

شاید فرشته بودیم و بخاطر گناهی اینجاییم

شایدم فقط ادمیم

+شاید زندگی واقعی ما توی جزیرس و این زندگی یه خوابه

برچسب: نویسنده: ستایش رستمیان تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:32

زندگی یه مسعله دینامیک فیزیکه که باید حلش کرد

مشکل اونجاشه که ما فقط ۴ سالمونه

۴ ساله های بی گناه

اخرشم بخاطر بلد نبودن مجازات و تنبیه میشیم

+ولی

کاش قدمی برمیداشتی

می امدی

میدیدی چه کرده ای

میفهمیدی سخت نیست

غیر قابل تحمل است

تحمل زندگی ما ادم ها

برچسب: نویسنده: ستایش رستمیان تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:32

تو گریه های منو میبینی

و من درد کشیدن های تورو

هر دو توی جزیره ایم

ولی فقط میتونیم همو نگاه کنیم

بعضی وقتا دوست داشتم میشد بغلت کنم و بگم اشکالی نداره

ولی پاهام با زنجیر قفل شده به درختی اینور جزیره و فقط میتونم نگات کنم

نمیتونم بیام

ولی میتونم بهت بگم

پس بلند میگم اشکالی نداره

تموم میشه

یه روزی همش تموم میشه

+ پی نوشتم : به امید اون روز

برچسب: نویسنده: ستایش رستمیان تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:32

صفحه بندی